خرید بک لینک

صبح هایم را بخیر کن
بی هوا زنگ بزن بگو دلتنگی
بگو میخواهی ببینی مرا
بگذار یکبار هم که شده
جمله ی دل به دل راه دارد را
با تمام وجود احساس کنم!

نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۳۹۶ساعت 13:47 توسط آدم الکی| |

برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: سه شنبه 19 دی 1396 ساعت: 2:32

خواهی آمد ...

هیچکس نمیداند!
من که می دانم،
تو خواهی آمد...
در پاییزی که هیچ برگی زرد نشود،
در پاییزی که هیچ درختی دست برگی را رها نکند...

نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۳۹۶ساعت 10:16 توسط آدم الکی| |


برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 20:07

تیر خلاص ...

مراقب خودت باش..!
گفت و رفت...
نمی دانست رفتنش خودش
تیر خلاصش بود ؛
و آدمی که مرده است
مراقبت نمی خواهد،
یک متر در دومتر جا
با
خروارها خاک می خواهد..!

نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۶ساعت 9:58 توسط آدم الکی| |


برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 20:07

صبح هایم را بخیر کن
بی هوا زنگ بزن بگو دلتنگی
بگو میخواهی ببینی مرا
بگذار یکبار هم که شده
جمله ی دل به دل راه دارد را
با تمام وجود احساس کنم ...

نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی ۱۳۹۶ساعت 12:13 توسط آدم الکی| |

برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: دوشنبه 11 دی 1396 ساعت: 20:07

از يك جايى به بعد

خودَت "اضافى" بودن در رابطه را احساس ميكنى!
گاهى زمين و زمان دست به دست هم ميدهند
تا حالى ات كنند،
كه ببين "فلانى"
از اين جا به بعد،
بود و نبودِ تو
فرقى به حالِ مخاطبت ندارد كه ندارد!
بودنت فقط
روز به روز تو را كوچك و كوچكتر ميكند
"ماندن" خوب است
"جنگيدن" عاليست
"ساختن" فوق العاده ست
اما "غرور" ات از همه ى اينها مهم تر است!

برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 18:33


خاطره
یک پیراهن خالیست
که اندازه ی هیچ کس نمی شود !
باید آویزانش کرد در باد
و با رقصش پیر شد...

برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 18:33

شلیک ...


خاطرهای تلخت
هر شب مرا
به رگبار می بندند...
اما
هنوز نبض عشقت می زند !
به من بگو
چقدر یک نفر می تواند
هرشب
به قلب خودش شلیک کند
و صبح ، دوباره
دوست داشتن ات را
از سر شروع کند؟؟!!

نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی ۱۳۹۶ساعت 10:48 توسط آدم الکی| |


برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 18:33

هراس ...


در وداع هر دیدار
پی واژهای میگردم به جای خداحافظ
تا با آن بباورانم به خود
که دوباره دیدنت محال نیست !
حرفی شبیه میبینمت تا بعد
به امید دیدار ...
حرفی که نجاتم دهد
از هراس دوباره ندیدن تو ...!

نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 12:19 توسط آدم الکی| |


برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: دوشنبه 4 دی 1396 ساعت: 0:20

بدون تو ...


پناه می برم به فنجان قهوه ام...
پناه می برم به سکوت...
به پاییز...به اشک...!
پناه میبرم به این دفتر پر از خط خوردگی
به تمام چیزهایی که فکر می کردم؛
دوستشان ندارم یک روز!
بدون تو؛ دوست نداشتنی ها؛
دوست داشتنی ترند...!

نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۶ساعت 10:43 توسط آدم الکی| |


برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 19:52


گاهى هم سراغى بگير
از اولين آدمِ زندگى ات...
شايد هنوز هم
آخرين نفرش خودَت باشى!

برچسب: نویسنده: مهران رحیمی تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 19:52

صفحه بندی